اولین نوروز و گرمی حضور تینا فرشته کوچکمان در خانه ....
سلام به دختر عزیزم امیدوارم که حالت خوب باشه عزیزم دیگه داریم به آخرایی راه نزدیک
میشیم و من هر لحظه هیجانم برای دیدنت زیاد تر میشه امیدوارم صحیح و سالم به آغوش
منو باباییت بیایی که این برامون از همه چی مهم تره تینای مامان سال نو مبارک ...نوروز
امسال برای من حال و هوای دیگه ایی داشت چون تو دخملی باهام بودی و من در لحظه
تحوبل سال تورو داشتم و حست میکردم مامانی نمیدونی چه ذوقی داشتم ولی آرزومم بود
که کنارم نشسته باشی و با یه لباس خوشگل دخترونه و یه سنجاق سر همرنگ لباست با
دستای کوچولوت کمک کنی تا سفره هفت سینو بچینی و هر کی هم خواست بهت کمک کنه
اخم کنی و نزاری و بگی نه خودم میخوام بزارم .....وایییییییییییی قربونت برم اون موقع
مامانی یه ماچ کنده از لپات میکنه البته این کوچیک ترین کاره فکر کنم بخورمت
هههههههه ....عزیزم امسال نورو ز برای مامانی زیاد خوش نگذشت می دونی که اولین عید
دایی علی اکبر بود و مامان باز به یاد خرداد ماه افتاد که چطور در بهت از دست دادن برادرش
بود و خیلی خیلی ناراحت بود مامانی راستشو بخواهی سال 89 اگه اومدن تو تو دل مامانی
نبود بدترین سال زندگیم حساب میکردم ولی درست موقعی که من از زمین وزمان گلایه
داشتم و همش میگفتم آخه چرا و چطوری و...... دیگه نمیخوام وارد جزئیات بشم مامانی
درهر صورت بعد زا 2 ماه داغدار بودم خدا تورو به من داد تو فرشته کوچولو که برام زندگی
روآوردی و شب عید فطر بهترین عیدی بودی برای منو بابایی و اصلا اصلا انتظار نداشتم که
تودلم باشی قربونت برم تو واقعا فرشته ایی فرشته نجات من ...تینا من با تمام وجودم دوست
دارم ممنونم اول از خدابعد از تو که دل مامانی روشاد کردی بوس به تو دخترم از خدامیخوام
که به تمام مامانایی که منتظر به دنیااومدن نی نی هاشون هستن صبر بده و بچه هایی سالم
وهمچنین من که فقط فقط سلامتیت برام مهمهتورو سالم به من بده خدایا ازت تمنا
دارم ......قربونت برم دیگه نزدیکای 1 ماه دیگه تو تو بقلمی مامانی میدونم همش تو دلم داره
برات سخت میگذره منم دیگه پا درد و لگن درددارم و شبها همش فکر میکنم که تو شاید اذیت
بشی اصلا خوب نمیخوابم قربونت برم فدای سرت فقط تو راحت باش و اذیت نشومن به درک
هههههههههههه عزیزم یه خبری که میدونم خودت از شنیدنش خیلی خوشحال شدی مثل
مامانی بلاخره انتظارا به پایان رسید و نازدونه خاله آرام بلاخره اومد تو دل مامانیش قربونت
برم که خبر داری که من چقدر گریه کردم و چقدر خدارو شکر کردم که بهترین عیدی سال 90
رو بهمون داد خدارو شکر بلاخره خاله آرام بعد از ۲۱ماه اقدام بلاخره نازدونه کوچولو رضایت
داد واومد تو دل مامانیش .........برای سلامتی دوتاشون و اینکه این دوران بارداری رو بی خطر
و راحت به پایان برسونن دعا میکنیم و منتظر این شیرین نازدونه کلوپ می مونیم چون برای
همه من و بقیه خاله ها خیلی عزیزن و همچنین از خدا میخوام که خاله سعیده وخاله درنا
خاله باران و بقیه کسایی که منتظرن مامان بشن امسال سال 90 اونا هم زودی به آرزوشون
برسن ........مامان قربونت بره تینا که الان دارم اینو مینویسم تو حسابی داری شیطونی
میکنی مامانی هیچ وقت شیطونیات تو دلم برام عادی نمیشه و با هر تکونات ذوق میکنم و
بعضی وقتا بغضم میکنم آخه مامانی عاشقته دیوونته میمیره برای تکون خوردنات ......ایشالله
سالم بیایی بقلم بوس


اولین نوروز و گرمی حضور تینا فرشته کوچکمان در خانه .... 
