تینا خوشگلهتینا خوشگله، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

تینا دختر ناز مامان و بابایی

فرشته بهاری من به این دنیا خوش اومدی

  سلام به دختر عزیزم ...........سلام به نور چشمان مامان ...........سلام به تینا دختر ناز منو بابایی .............عزیز دل من باورم نمیشه که بلاخره انتظار به سر اومد و تو فرشته کوچک من پا بر روی زمین گذاشتی و شدی تمام دنیای منو بابایی ....عاشقانه میپرستمت میخوام از اولین روز اولین لحظه و اولین ثانیه که دیدمت بگم: روز سه شنبه 13 اردیبهشت ساعت 6 بعد از ظهر تو حسابی تو دلم تکون میخوردی و خودتو جمع میکردی دردی زیر دلم میپیچید منم هی بهت مگیفتم دخترم صبر کن تا فردا صبح سر موقع بیایی ....بلاخره من با این دردا سر کردم وآخرین شب دو نفره منو بابایی با بیخوابی و هیجان من تموم شد طفلی بابایی  خیلی هیجان داشت اما به روی خودش ...
30 شهريور 1390

درد دل مامانی با تینا

  تینا فرشته زمینی من سلام ......این روزا خیلی دلتنگم .....اولین سالگرده داییت نزدیکه عزیزم دوباره خاطرات بد پارسال یادم افتاده چه روزای بدی بود ....همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد و من همچنان شاکی ام که چرا و به کدامین گناه داییت خیلی مهربون بود خیلی وقتی که گفتن رفته تو کما من از تعجب مونده بودم وقتی گفتن کبدش از کار افتاد باز هم متعجب بودم و در آخر وقتی گفتن که فوت کرده تمام این سکوت من بلاخره شکست و شدم یه آدمی که فقط فقط شاکیه از زمین وزمان شاکی بودم از اینکه تو 4 روز برادرمو از دست دادم شاکی بودم ......عزیز دلم شاید الان نباید این حرفهارو به تو بزنم ولی توام باید بدونی که مامانت چه روزایی رو گذرونده .....زن دای...
30 شهريور 1390

تمام زندگیم فدای تینا جوجو

  عزیز دلم سلام قربونت برم تمام وقتمو پر کردی اصلا اینقدر گیج کارای شما هستم که نمیدونم از کدوم خاطره شروع کنم به گفتن .....فقط بگم که شما الان ۴۶ روزته وقتی که من از دور صدات میکنم با یه بغضیمیخندی و دست و پا میزنی ......هر وقت تو چشات خیره میشم با صدای نازی باهام حرف میزنی قربونت برم تو دقیقا از ۲۵ روزگی خندیدی اما الان بیشتر شده و شیطون ترم شدی هر وقت داری شیر میخوری وقتی من حرف میزنم ممیشتو از دهن میاری بیرون نگام میکنی میخندی و بعد دوباره شروع میکنی به خوردن واییییییییییی که عاشق این کارتم الانم که بردمت حموم و اومدی و یه دل سیر خوابیدی راستی آویز تختتو خیلی دوست داری و وقتی که روشن میکنم وزنبورای رنگیش م...
30 شهريور 1390

خیلی دلتنگتم خیلیییییییییییییی

  سلام میرم سر اصل مطلب چون تا گلو پر حرفم ....پر دلتنگیم ......آره مامانی دلم برای تو تنگ شده دلم برای دوران بارداری تنگ شده .....پارسال این موقع من سرگردان بودم ......گیج داشتنت ... اینکه باشی یا نباشی ......پارسال این موقع مامانی دل تو دلش نبود که تو به دنیا بیایی یانه ؟؟؟ تینا دلم برات تنگ شده میدونم الان دارمت الان در کنارمی و من هر روز خودمو سیراب وجودت میکنم اما اما اما ................. دلم برای دوران بارداری تنگ شده ...برای ذوقی که از اومدنت تو دلم داشتم برای اولین باری که قلب کوچیکتو دیدم که تمام وجودت فقط ۳ میلی بود که اونم داشت میتپید ....برای اولین تکون خوردنت که چه ذوقی تو وجودم اومد که جیغی کشیدم که دی...
30 شهريور 1390

90 روزگیت مبارک دخترم ......

  سلام به عشق مامان که الان مثل فرشته ها خوابیدی ......... عزیزم ۹۰ روزگیت مبارک الهی ۱۹۰ ساله بشی .......... دخترم تینا تو این ۳ ماه هیچی برای مامانی نداشت به جز خوبی و خوشی  اصلا مامانیشو اذیت نکرد مثل موقع هایی که تو دلش بود صبور و مهربون قربونت برم که هرروز داری شیرین تر میشی همیشه سعی داری دورو برتو بشناسی بگما ناقلا باباییتو خیلی خوب میشناسی تا میاد براش دست و پا میزنی حر ف میزنی اونم که کلی قربون صدقت میره .....عزیزم تو این مدت شما حسابی بزرگ شدی دستاتو تا آرنج میکنی تو دهنت من موندم آخه اون دستا چه مزه ایی میده که تو حسابی تو دهنت میچرخونی بعد در میاری و مزش میکنی ههههههههههه عاشق این کارتم ....در ضمن موق...
30 شهريور 1390

تینا خانم. واقعا خانم شده...........

  سلام دوباره بعدازمدتی تاخیر ما برگشتیم با کلی خبررررررررررررر تینا خانم شیطون تو این مدت کلی تعقییر کرده  و کلی کارای مختلف انحام داده اول اینکه حسابی برای مامان و باباش سخنرانی میکنه دوم اینکه دستاشو تا مچ تو دهنش میکنه و حسابی ملچ ملوچ میکنه سوم اینکه پاهاشو با پاشنه میزاره رو زمین و کمرو سینه رو بلند میکنه و تعادل خودشو رو سر و پاشنه پاش حفظ میکنه (جلل خالق)من که مامانشم کلی متعجب میشم از این کارش اینم به جای غلت زدنشه که هنوز انجام نداده ههههههههههه چهارم عاشق تلوزیونه و باباباش میشنن اخبار برنامه نود و فیلم های مستند میبینن دیگه بگم از این دخترمون که اولین سفر زندگیشو به دیار مامان بزرگ و بابابزرگش یعنی...
30 شهريور 1390